a wedding website CafeMom Tickers 13 به در هدیه ماهگرد نهم - آکواریوم



آکواریوم






رز

صفحه نخست
آرشیو وبلاگ
درباره :
پروفایل
ایمیل مدیر وبلاگ
صفحه خانگی شود

مطالب اخیر
یاسمین یک هفته در تب سوخت
پرنسس یاسمین تولدت مبارک
۱۳٩٢/٩/٢۱
اول مهر ( درد دلی با دل خودم)
یاسمینم نیم سالگی رو پشت سر گذاشت
اولین روز مادری که مادر هستم
سال 91 با یاسمین
رونمایی می شود
میلیچکم
دخترم به دنیا اومد


بیمارستان(۳)
زندگی دو نفره(٢)
بارداری(٢)
عروسی(٢)
ارشد(٢)
بابایی(۱)
سفر عمره(۱)

نویسندگان وبلاگ



آرشیو وبلاگ
بهمن ٩٢
آذر ٩٢
شهریور ٩٢
امرداد ٩٢
اردیبهشت ٩٢
اسفند ٩۱
بهمن ٩۱
دی ٩۱
آذر ٩۱
آبان ٩۱
مهر ٩۱
شهریور ٩۱
امرداد ٩۱
تیر ٩۱
خرداد ٩۱
اردیبهشت ٩۱
فروردین ٩۱
اسفند ٩٠
بهمن ٩٠
دی ٩٠
آذر ٩٠
آبان ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
اسفند ۸٩
بهمن ۸٩
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸


صفحات وبلاگ

لینک دوستان

وبلاگ فارسی
قالب وبلاگ
اخبار ايران
اخبار ict
تفريحات اينترنتي
تالارهاي گفتگو
طراحی وب سایت

آمار و خروجی
  rss 2.0  
دنیای کدهای جاوا اسکریپت ;
منبع کدهای جاوا و قالبهای وبلاگ
دنیای کدهای جاوا اسکریپت جواهربازار


لوگوی دوستان
وبلاگ فارسی

   

13 به در _ هدیه ماهگرد نهم

سیزده به در امسال رو تا ظهر خواب بودیم خیلی چسبید خصوصا برا من که شب قبل تا ساعت 3/5 لاست می دیدم ..نهار نداشتیم هنوز به داشتن و نداشتن و چی پختنش فکر نکرده بودم مامانی زنگ زد دعوتمون کرد .مردد بودم که قبول کنم یا نه ...یه تلفن دیگه هم داشتیم یه بنده خدایی به آژانس همیشگیشون زنگ زدن و گفتن که بره دنبالشون باید برن به سیزدشون برسن ..کد اشتراکشون هم اسم  م ا د ر بود اما نمی دونم چرا وقتی پسر گفت نهار نداریم با اینکه بساط جوجه تو خونه شون به راه بود حتی یه تعارف نزدن که  روز تعطیل شما هم بیایید دور هم باشید ...تفاوت مادرها رو .....ای وای بذار اول هفته رو با این حرفا شروع نکنم هر کس یه جوره دیگه ...

  نهار رو خونه مامان اینا ماهی کبابی خوردیم و من مشغول درس شدم حامی هم رفت به امورات کد اشتراکیش  برسه ..تا باغ یکی از اقوام برده بودشون با دیدن جو صمیمی چند تا از اقوام و فامیل هوس کرده بود ما هم بریم بهشون بپیوندیم یه کم ازش ناراحت شدم اخه بدون برنمه ریزی دوست ندارم از دو روز قبل هم بهش گفتم برا سیزده یه برنامه بریز گفت ما اصلا رسم 13 نداریم یعنی چی ؟ بهترین حالت اینه که آدم تو خونه خودش بمونه ...و حالا که من بعد از چند روز مشغول درس بودم میخواست که بریم ..زندگی متاهلیه دیگه باید تابع شوهر بود رفتیم خونه آماده شدم بلیز ابی آسمونی ام  و سارافون سورمه ای دخترونه ام رو پوشیدم و رفتیم ..خوش گذشت  تا غروب اونجا بودیم عروس و داماد جدید فامیل هم قرار شد شب بیان عید دیدنی ما ...از مشهد برامون سوغاتی آورده بودن .شام هم با هم رفتیم  بیرون بعد هم رفتیم طبق معمول یه کم بازی کردیم ولی شب شبه ما نبود هیچی نبردیم اونا یه عروسک بردن..

کلی هم ازشون عکس گرفتیم ..عکسایی  زیبایی که تو اون دوران هیچ کسو نداشتیم که ازمون بگیره ..

ماهگرد نهم هم گذشت چه زود 9 ماه گذشت داشتیم با همسری به روزای پربار این 9 ماه فکر می کردیم و دوز عشقولانسمون زده بود بالا   که یهو همسری گفت اگه زرنگ بودیما الان  می تونستیم یه نی نی داشته باشیم!!!

راستی کادو هم گرفتم ...اگه حدس زدید؟ یعنی انگار کادوی همه ماهگرد هارو یه جا گرفتم....بالاخره گوش شیطون کر انگار مسافرت ما داره جور میشه ...آخر هفته عازم د و ب ی هستیم ....


* از دوستانی که تازه اونجا بودن  همه گونه پیشنهاد و توصیه و تجربه سفر پذیرفته میشه...

**امروز روز ششم از رژیم ١۵ روزه است!! ( اینجاد رموردش چیزی نگفتم) متاسفانه از دیشب رژیم رو شکوندم چون یه مهممونی برام اومده که باید ازش پذیرایی کنم و گرنه بدجور اذیتم می کنه...حیف شد این چند روز خوب دووم اورده بودم

*** اینو از من طلب داشتین کلی عکسایه قشنگ تر داشتم اما تو هفته پیش که فلش رو می آوردم متاسفانه سرعت نت اینجا خیلی پایین بود ونشد عکس بذارم الان هم فقط همین یکی رو  داشتم ببخشید اگه کیفیتش پایینه

               



 

 

...