a wedding website CafeMom Tickers خدا حافظی سفر و قرار هیجان انگیز - آکواریوم



آکواریوم






رز

صفحه نخست
آرشیو وبلاگ
درباره :
پروفایل
ایمیل مدیر وبلاگ
صفحه خانگی شود

مطالب اخیر
یاسمین یک هفته در تب سوخت
پرنسس یاسمین تولدت مبارک
۱۳٩٢/٩/٢۱
اول مهر ( درد دلی با دل خودم)
یاسمینم نیم سالگی رو پشت سر گذاشت
اولین روز مادری که مادر هستم
سال 91 با یاسمین
رونمایی می شود
میلیچکم
دخترم به دنیا اومد


بیمارستان(۳)
زندگی دو نفره(٢)
بارداری(٢)
عروسی(٢)
ارشد(٢)
بابایی(۱)
سفر عمره(۱)

نویسندگان وبلاگ



آرشیو وبلاگ
بهمن ٩٢
آذر ٩٢
شهریور ٩٢
امرداد ٩٢
اردیبهشت ٩٢
اسفند ٩۱
بهمن ٩۱
دی ٩۱
آذر ٩۱
آبان ٩۱
مهر ٩۱
شهریور ٩۱
امرداد ٩۱
تیر ٩۱
خرداد ٩۱
اردیبهشت ٩۱
فروردین ٩۱
اسفند ٩٠
بهمن ٩٠
دی ٩٠
آذر ٩٠
آبان ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
اسفند ۸٩
بهمن ۸٩
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸


صفحات وبلاگ

لینک دوستان

وبلاگ فارسی
قالب وبلاگ
اخبار ايران
اخبار ict
تفريحات اينترنتي
تالارهاي گفتگو
طراحی وب سایت

آمار و خروجی
  rss 2.0  
دنیای کدهای جاوا اسکریپت ;
منبع کدهای جاوا و قالبهای وبلاگ
دنیای کدهای جاوا اسکریپت جواهربازار


لوگوی دوستان
وبلاگ فارسی

   

خدا حافظی سفر و قرار هیجان انگیز

سلام

ممنون از محبتتون ، حرفاتون و دلداری هاتون و بعضا  ابراز همدردی هاتون خیلی آرومم کرد ممنون بابت حضورتون

امروز که سه شنبه است میرم تهران و و بعد هم که سفر دارم و دیگه ایشالا سه شنبه  هفته دیگه میام سر کار..دلم براتون تنگ میشه اما قول می دم دست پر و با عکس  و سفرنامه برگردم

چون به این پروازا اعتباری نیست اومدم خداحافظی  کنم ازتون........بازم اگر هر کسی از دوستان تجربه جالبی در مورد سفر دوبی داشت برام بذاره  نظرات رو 4 شنبه تو دانشگاه شاید بتونم چک کنم..

راستی من و شوهری  نیست خیلی از ازدواجمون راضی هستیم و می میریم برا همدیگه!! (مدیونید اگه جوره دیگه ای فکر کنید.زبان!!خب همینطوره دلتنگی های دیروز رو حمل بر مشکل خاصی نکنید فقط درد و دلی بود که روی دلم سنگینی می کرد و احساسی که گاهی بهم دست می ده..)

خب؟! حالا می خوهیم واسطه یه ازدواج بشیماز خود راضی داماد دوست حامیه که یه  مورد اکازیونه اونقدر که شرایطش عالیه واقعا خوش به حاله دختری که زنش بشه همه خصوصیات خوب  رو یه جا داره ..عروس هم دوست بنده است  همون  لی  لی یان بانو گرام هستن..

خداییش از الان بگم که دوماد سره!! بعدا نگید نگفتی..اماخب دختر هم شامل خصوصیات و شرایط خوبیه که یه جورایی میخورن به هم حالا یک هفته است حامی داره دوماد رو پرزنت می کنه منم عروسو ..جالبه بر خلاف تشخیص ما که دختره باید ذوق می کرد و پسره کلاس می ذاشت بر عکس شده نمی دونم یهویی مغز پسر تاب ور داشته هنوز مورد رو ندیده دچار هیجان و احساسات فراوان شده.. بر عکس دختر داره کلاس می ذاره حالا قرار شده قبل از خواستگاری سنتی اول دختر و پسر همو ببینن ..این وسط من و حامی داریم از استرس میمیریم  وضعیت اونا خیلی بهتر از ما هست

مخصوصا از دختر می ترسیم .چون یه کم کله پوکه یهو یه حرفایی می زنه در حد لالیگا!! در واقع  اون پیشنهاد این قرار رو داده و می خواد شرایطش رو بگه..حالا ما نمیدونیم چیا میخواد بگه ..یکی نیس بگه اول ببینش ..بذار ببینیم اون می پسنده بعدا شرایط بذار!!خلاصه مااز هرچیزی نا خوشایندی که در انتظاره می ترسیم.

قبل از سفر یه برنامه چیدیم به اتفاق عروس دوماد ( منم برا خودم خوشما!!نیشخند) بریم یه رستورانی جایی تا اونا همدیگرو ببینن و با هم کمی صحبت کنن اگه مقبول افتاد بریم دنباله مراحل بعدی .طبق عرف ما باید مهمونشون کنیم حالا پسر ههم بچه مایه دار!!  گفیم کجا خوبه بریم دست گذاشت  رو یه جای تاپ .به حامی  گفتم فکر کنم یه 200 تومنی باید سرفه کنیم شادم بیشتر !!....بعدش اینقدر این پسر با مرامه زنگ زده به حامی که از الان بگم حق نداری تو حساب کنی ..بعدا دعوامون نشه مربوط به خودمه خودم هم می خوام  میزبان باشم....

نمی دونم من چرا برا این قرار اینقدر  استرس دارم ..دیروز به همسری می گفتم چی بپوشم؟ می گفت وا مگه می خواد تو رو بپسنده که تو لباست هم موندی؟ دختر باید این حرفا رو بزنه که اصلا عین خیالش نیست ریلکس ! حتی یه تلفن یا مسیج هم از اول هفته نمی ده انگا ر نه انگار!!

بلافاصله بعد از قرار هم باید بریم فرودگاه که آقا داماد تعارف کرده من خودم میبرتون..دیگه حسابی خوش خوشانمون می شه..

روی ماه همتون رو می بوسم خدا نگهدار..بامن حرف نزن

 

 

...