a wedding website CafeMom Tickers سفرنامه 1 - آکواریوم



آکواریوم






رز

صفحه نخست
آرشیو وبلاگ
درباره :
پروفایل
ایمیل مدیر وبلاگ
صفحه خانگی شود

مطالب اخیر
یاسمین یک هفته در تب سوخت
پرنسس یاسمین تولدت مبارک
۱۳٩٢/٩/٢۱
اول مهر ( درد دلی با دل خودم)
یاسمینم نیم سالگی رو پشت سر گذاشت
اولین روز مادری که مادر هستم
سال 91 با یاسمین
رونمایی می شود
میلیچکم
دخترم به دنیا اومد


بیمارستان(۳)
زندگی دو نفره(٢)
بارداری(٢)
عروسی(٢)
ارشد(٢)
بابایی(۱)
سفر عمره(۱)

نویسندگان وبلاگ



آرشیو وبلاگ
بهمن ٩٢
آذر ٩٢
شهریور ٩٢
امرداد ٩٢
اردیبهشت ٩٢
اسفند ٩۱
بهمن ٩۱
دی ٩۱
آذر ٩۱
آبان ٩۱
مهر ٩۱
شهریور ٩۱
امرداد ٩۱
تیر ٩۱
خرداد ٩۱
اردیبهشت ٩۱
فروردین ٩۱
اسفند ٩٠
بهمن ٩٠
دی ٩٠
آذر ٩٠
آبان ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
اسفند ۸٩
بهمن ۸٩
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸


صفحات وبلاگ

لینک دوستان

وبلاگ فارسی
قالب وبلاگ
اخبار ايران
اخبار ict
تفريحات اينترنتي
تالارهاي گفتگو
طراحی وب سایت

آمار و خروجی
  rss 2.0  
دنیای کدهای جاوا اسکریپت ;
منبع کدهای جاوا و قالبهای وبلاگ
دنیای کدهای جاوا اسکریپت جواهربازار


لوگوی دوستان
وبلاگ فارسی

   

سفرنامه 1

روز پنج شنبه بعد از صرف نهار در رستوران ن ار*نج ستان و بعدش هم صرف قهوه و چای به سمت فرودگاه IKA رفتیم و ساعت 6 پروازمون بود که به موقع انجام شد شب ساعت 9 تو فرودگاه د *بی بودیم..زودتر از همه کارامون انجام شد و مثل خیلی ها معطلی تو فری شاپ نداشتیم برا خرید بعضی چیزا..ولی متاسفانه حدود 40 دقیقه ماشین هتل دیر اومد دنبالمون. حسابی حالمون گرفته شد...بالاخره به هتل رسیدیم...من برام هتل  خیلی مهم بود از طرفی می خواستیم خیلی هزینه نکنیم تا بتونیم بیشتر خرید کنیم..قرارمون هتل سامایا بود یه بار هم حامی رفته بود دلمون و ازش خیلی راضی بود اما یهویی به پیشنهاد یه دوست تغییر دادیم و هتل س ی*تی استار رو رزرو کردیم ..3 ستاره بود اما واقعا در حد 4 ستاره ابود فقط استخر نداشت...اتاق ما که خیلی خوب بود سرویس دهی و غذای خیلی خوبی داشت عطای خواننده رو دیدیم که شب تو د ی س کو هتل قرار بود بخونه و همینطور پسر آغا*سی ...خلاصه ساعت 10 زدیم از هتل بیرون رفتیم ریف مال که خیلی نزدیک بود تقریبا مغازه ها یکی در میون بسته بودن اما لایف استایل و هوم سنتر باز بودن و یه عالمه توشون چرخیدیم..چند تا تیکه هم برداشتیم که یهو با یه صف طولانی مواجه شدیم و دو تا دستگاه شون همخراب شد دیگه منصرف شدیم وبر گشتیم رفتیم تو سوپر مارکت زیر ریف مال خرید خوراکی  کردیم و یه مقدار تو خیابون های نزدیک هتل پیاده رودی کردیم و برگشتیم هتل برا خواب..

صبح جمع با نشاط و سر حال ازخواب بیدار شدیم دوش گرفتیم و رفتیم برا صبحانه ..صبحانه خوبی انتظارمون رو می کشید و ما هم ترکوندیم..بعد قرار شد بریم یه مرکز خرید  به نام البسام ..برا خرید سوغاتی خوب بود تا ساعت 11 توش چرخیدیم مخصوصا کفش وکیف های خوب و با قیمت مناسب داشت..نمی دونم چرا القبایل رو که یه مرکز خرید دیگه هست و خیلی هم بهش نزدیکه ندیدیم..برگشتیم هتل و تو فرصتی که تا نهار داشتیم رفتیم دوباره ریف مال...یعنی تو این سفر من هرچی وقت اضافه داشم می رفتم ریف مال ..عاشق لایف استایل بودم و چرخیدن تو اسپلش یه عالمه هم از اسپلش خرید می کردیم...نهار هتل هم عالی بود مخصوصایه سپ شیر وقارچ داشت که  من هر چی م یخورم سیر نمی شدم دیگه دیدم اینطوری نمی شه رفتم از سرآشپز حسابی تشکر کردم بابت این سوپ خوشمزه ..بعد از یه کم استراحت برنامه تور گشت شهر رو داشتیم و ترجیح دادیم روز اول بریم گشت شهر تا هم من با دوبی آشنا بشم چون سفر اولم بود و هم اگه از جایی خوشمون اومد بعدا بتونیم دوباره بریم..

گشت خوبی بوداول رفتیم کاخ شیخ دوبی و با طاووسا عکس گرفتیم می گفتن به تعداد روزهای سال اینجا طاووس هست و به همین تعدادتو حرمسرای این آقا خانم وجود داره بهد رفتیم مدینه جمیرا جایی که شبیه ونیز ساختنش و بسیار زیبا بود به شهر بادگیر ها هم معرفو بود چون روی ساختمون ها بادگیر وجود داشت شبیه یزد.. داخل بازار هاش هم مثل دالون های میدون امام اصفهان بود و صنایع دستی و ..وجود داشت برا خرید ..فرش  ابریشم ایران هم خودنمایی می کرد و ما غرق در زیبایی فرش های خودمون شدیم که بقیه افراد تور رو گم کردیم ...با چه مکافاتی پیداشون کردیم بماند.... بعد رفتیم هتل آتلانتیس..رویایی ترین هتلی که دیده بودم ...کنار ساحل بهشت آتلانتیس رو ساخته بودن با اکواریومی که در طبقه اول وجود داشت و بسیار زیابود از طبقه اول یه راه پله زیبا و مارپیچ مسیر رو هدایت می کرد به سمت لابی هتل که متاسفانه ایرانی ها رو راه نمی دادن برن بالا ..اما نمی دونم چرا با من کاری نداشتن ...و من سرم رو انداختم پایین و رفت بالا...بهشتی بود برا خودش اون لابی حیف که دوربین دستم نبود و ترجیح دادم فقط حظ ببرم ارز دیدن همچین اعجابی تو تمام سوراخ سمبه های راهروهاش گالری های جواهر بود و تموم افرادی که اونجا در رفت و آمد بودن اروپایی های سفید و بور و خوشگل بودن ..انگار که من رو از تورمون جدا کرده باشن فرستاده باشن تو بهشت اونقده کیف کرده بودم از دیوار سمت چپ لابی که شیشه ای بود ساحل دریا پیدا بودو یه ساحل اختصاصی دشت که اونم محشر بود اصلا باورم نمی شد شنیده بدم این هتل استثنایی اما نه در این حد از کنار دیوار شیشه ای تا نزدیک سطح ریا تپه هایی بود پر از درخت های زیبا و حوضچه های اب اروپای ها داشتم توش تفریح می کردن بالاخره به خاطر کمبود وقت مجبور شدم از لذت بردن دست بکشم و ازون پله های زیبا بیام پایین..

مقصد بعدی ابن بطوطه بود مرکز خریدی که به سبک معماری 6 کشور قدیم دنیا ساخته شده بود  که ابن بطوطه جهانگرد معروف اونا رو گشته بودو سفرنامه نوشته بود، اول از قست چین وارد شدیم و هر قسمت عماری خاص خودش و داشت حتی بوی چین و کشور های جنوب شرق توش میومد ..قسمتهای مختلفش رو به ترتیب یادم نیست مصر بود و هند و ایران اندلس و تونس ..هر قسمت زیبایی های خاص خودش رو داشت و ماهم چیک و چیک عکس می گرفتیم..اونجا خرید نکردیم چون قیمتها گرون بود و فصل حراج هم نبود که بشه چیزی خرید فقط تو مکس من چند تا تیکه برداشتم که اونم صفش طولانی بود و تور لیدرمون صداش دراومد که اگه نیایین ما حرکتمی کنیم..فکر کنید کلی بادقت انتاب کرده بودم و حتی پرو هم کرده بود مجبور شدم گذاشتیم و بریم سوار ماشین بشیم کلی هم من غر زدم..بعد هم رفتیم دبی مال ...برا تاشای رقص موزیکال فواره ها..چقدر این دبی مال قشنگ بود روی پل  ایستادیم و نمایی از برج خلیفه روبرومون بود و یهویی رقص زیبای فواره ها شروع شد..این تورلیدرمون حص منو دیگه درآورد نذاشت بریم داخل دبی مال اونقدر بد اخلاق بود ..بهش گفتم حتما برا شام هم می بریمون کی ااف سی..واقعا سورپرایزمون کردین با این تورتون ..امارات مال هم که نبردین همه جا هم که هول هولکی...خلاصه پسره بود جور به من چشم غره می رفت .سوار شدیم که بریم شام بخوریم بازم هی تیکه می انداخیتم به پسره و خلاصه دیدیم  انکار به آقا برخورده و ما رو برد رستوران صوفی..خوب بود شامش هم بد نبود ..بعدشم تا رسیدیم هتل رفتم شکایتش رو به مسئول تور کردم وفرداش هم از بس ما از تورشون بد گفته بودیم هیچ کس گشت شهر نرفت خلاصه خانوم توریه !!! اومد سرا ما و م یگفت گه گشت شهر چطور بود که هیچ کس نیومده رزرو کنه و من تا حالا نشده یه روز تورم کنسل بشه....

شب نمی دنستیم کجا بریم خسته بودیم و حوصله خرید هم نداشتیم حامی پیشنهاد زیتون رو داد روبروی هتل ماریوت..رفتیم چه جای با کلاسی بود هم هتل ماریوت هم مجتمع روبروش که زیتون کلاسیک توش بود...برادر زاده معین هم مشغول آواز بود...و ما هم قلیون و چای سفارش دادیم یک ساعتی اونجا بودیم و حسابی خوش گذشت بعم هم بگشتیم و لا لا کردیم..

من شب اونقده ناراحت بودم اخه هنوز هیچی نخریده بودم قرار شد فرداش که شنبه باشه رو کامل بذاریم برا خرید ..حامی جونم هم قبول کرد...

در مورد عکس هم باید بگم که یاسی جون کامل و با کیفیت عکس گذاشته ..با وجود عکسای کامل اون و توضیحات خیلی خوبش که سفر 15 روزه هم داشته دیگه فکر نمی کنم عکسای من لطفی داشته باشه...آدرس وبلاگش رو می ذارم  یاسی جون

...