باورم نمیشه این همه وقته نیومدم اینجا

دلم برا همه همراهان قدیمیم تنگ شده اما اصلا فرصت ندارم وباتونو بخونم

رابطمون هم به حدی نرسیده بود که بتوم باهاتون خارجاز محیط وب ارتباط برقرار کنم اما تو لحظه هامو هستید هم خودتون هم همسراتون هم نی ن یهای نازتون

اوضاع کار بهتر شده دارم تو کارم جا میافتم و تجربه کسب میکنم

شنبه ها  ساعت 2 میام و عصر هم برام جای دیگه کلاس کذاشتن تا 6 خودم که هلاک میشم هیچ !!1 یاسی طفلی بی مادر می مونه این همه ساعت فقط میام خونه نهار می خورم و نهارشو میدم و شیرش میدم ومی خوابومنمش و می رم

اما خب در عوض اخر هفته 3 روز با هم هستیم

مجبور شدم ژرستار گرفتم برا یاسی دیگه از عهده مامانم خارج بود خیلی با خودم کلنجار رفتم اما خب دیگه تصمیم گرفتم و شد!!!

نم یدونم تبعاتش چیه اما تا الان که بد نبوده یه کم هم تو کارای خونه کمکم میکنه اگه فرصت کنه همین یه باری از دوشم بر میداره

و بار روانی که همش فکر میکردم مادرم داره آسیب میبینه تو سن یپری خواب و استراحتش مختل شده بود الان م یتونه یک ساعتی صبحا استراحت کنه بدوناینکه من به خاطر دخترم ا زخواب بیدارش کنم  از این بابت خوشحالم

امیدوارم خدا راه های خوبشو جلو پام بذاره و پرستاره نکته منفی ای برا دختر کوچولوم نداشته باشه  همین که مامانم میاد سر میزنه و نظارت داره خیالم راحته

ما برای یکساله دیگه مهمون خونهمامان شدیم اما اینبار هر سه مون احساس خوبی نداریم  دو روز بعداز عقد قرار داد با مستاجرمون  یه اتفاق بد بین  مادرم و همسرم افتاد اتفاقی که هیچ وقت تو این 6 سال نیوفتاده بود جوری که همه راضی شدیم به رفتن ما اما دیگه کار از کار گذشته بود و مستاجرمون قبول نکرد  پرده زده  وسایل آورده بود قربونی کرده بود .... راضی نشد و ما موندگار شدیم فعلا اوضاع آرومه اما فقط یاسمینه که داره خیلی بهش خوش میگذره چون عاشق مامانمه

امیدوارم اوضاع روبراه بشه  و دیگه ازین مشکلا پیش نیاد در عوض خیلی رویکرد ها امسال عوض میشه رسمی تر میشیم و قانون مدار تر !!!

 

/ 7 نظر / 39 بازدید
ساینا

دلم واست تنگ شده دختر خوب...خیلی کم پیدا شدی...

شیده

سلام دوستم خوبیییی؟ به نظرم دوری و دوستی خیلی بهتره مامانت بنده خدا این همه تو این سن زحمت شما رو میکشه و همه جوره بهتون میرسه نباید همسرت ناراحتش کنه ایشاللا از این به بعد این مشکلا پیش نیاد

عسلی و آقای همسر

خیلی کار خوبی کردی که پرستار گرفتی امیدوارم دنیا روزهای پر از خوشی اش رو هرلحظه نشونت بده شادباشی

الیس در برره

جان چندوقت دیگه 1 ساله میشه دخملک !!! زندگی با پدر و مادر سخته مخصوصا که بین اونها و همسر قرار بگیری و نخوای هیچکدوم رو ناراحت کنی. امیدوارم بتونی صبورانه این روزها رو بگذرونی و بعدا از عملکردت راضی باشی

الهه(جون جون)

خیییییییییییییلی دلم برای نوشته هات تنگ شده ...کاش بیشتر مینوشتی دخترگلت رو ببوس[ماچ]

روناک

دردونههههههههه واسه تولد یاسمن اثلا یه پست میذاشتی..مبارک باشه تولدش[گل]

الیس در برره

سلام . تولد گل دخترت مبارک. من که جرات نداشتم به یکسالی که گذشت فکر کنم. شما چطور ؟